باسن ناز و سفيد من

Monday, July 19, 2004

آمپول زدن

من از بچگی به آمپول زدن به کونم حساس بودم. تا 9 سالگی موقع آمپول زدنبابام من رو می خوابوند روی پاش و دامنم رو می کشيد پائين و شورتمرو هم تا زير کونم ميداد پائين و منتظر ميشد تا آمپول زنه بياد وآمپول رو به کونم بزنه. من رو هم سفت نگه ميداشت که تکون نخورم وآمپول توی کونم نشکنه. وقتی آمپول زنه با الکل جای آمپول زدن رو رویکونم تميز می کرد کونم يک کمی خنک می شد و من که هم خجالت می کشيدم وهم می ترسيدم بفض می کردم. وقتی تيزی سوزن آمپول رو روی کونم حس می کردم می زدم زير گريه. آمپولزنه هم بدون توجه به گريه من آمپولرو می کرد توی کون ناز من و تزريق می کرد. من همينطور که جيغ می زدمکونم رو هم سفت می کردم و بابام مجبور می شد با دست روی کونم بزنه تاشل کنمش. وقتی آمپول رو کامل تزريق می کرد اون رو از باسنم می کشيدبيرون و بابام جاش رو روی کونم ماساژ می داد تا جذب بشه. بعدش هم شورتو دامنم رو می کشيد بالا و می رفتيم خونه. بابام بعضي وقتها پشتپردهء آمپولزنی اين کار رو می کرد که مطب شلوغ بود. اگه خلوت بودهمونجا روی صندلی انتظار منو می خوابوند رو پاهاش و کونم رو لخت ميکردو درحالی که به کونم اشاره می کرد ميگفت:"آقای دکتر لطفا زحمت اين روبکش" و بعد با پاهاش پاهای من رو می گرفت و کمرم رو هم با دستاشطوری که کونم کاملا بياد جلو و قلمبه بشه. چندبار هم موقع اينکارچندتا مريض ديگه اومدن تو و کون من رو موقع آمپول زدن ديدنوقتی ميرفتيم خونه من تو اتاق خودم با آئينه کون خودم و جای آمپولهارو ميديدم. جای همشون کبودی شده بود. از اون موقع من هم دوست دارم موقع آمپول زدن کون بقيه رو ببينم مخصوصا اگه دختر باشه يا بچه.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home